السيد محمد حسين الطهراني
146
الله شناسى (فارسى)
در اينجا حضرت علّامه شروع مىفرمايند به جواب تفصيلى از اين شش شبهه و در صفحات عديدهاى كه بالغ بر چهارده صفحه مىشود « 1 » چنان مطالبِ رزين و وزين را افاده مىكنند كه روح هر مطالعه كنندهاى را شاد و در بحرى از عظمت و افقى از نور و بَهجت فرومىبرند ، و اگر خوف از اطالهء سخن نبود ، ما جميع آن را در اينجا نقل مىنموديم . اين تعليمات توراة است كه خدا را مقهور و مغلوب منطق شيطان معرّفى مىكند ؛ بدينطريق كه چون شيطان با اين شش شبهه وارد مسئله و اشكال به خدا مىشود ، خدا پاسخى ندارد مگر چماق انانيّت كه بر سر شيطان بكوبد . امّا در منطق قرآن كه ملاحظه نموديم و حضرت علّامه با آن بيان فصيح و لسانِ مِنطيق و سخنور و مستدلّ و برهانى خود ذكر نمودند ، چنان يافتيم كه چقدر آنان از قافله دور هستند و دستگاه آفرينش و انسان و شيطان را بازيچهاى تصوّر نمودهاند مانند صحنهء خيمه شب بازيهائى كه بعضى انجام مىدهند . شبهات ابليسيّه نه تنها شارح انجيل را گيج نموده ، بلكه همانطور كه ديديم امام فخر رازى و آلوسى و سَيف بن حَمدان و شاعرش أبو فراس را به دنبال خود يدك كشيده و در بحر شبهه فروبرده است . و بطور كلّى هر كس از اين شبهات خلاص نشود و گرفتار آنها يا بعضى از آنها باشد ، به همان قدر در درون خود نياز به هدايت دارد تا اسلام واقعى دور از هر گونه شبههء توحيديّه براى وى منكشف گردد . توراة در نهى از شجره ، نسبت كذب به خدا مىدهد و نسبت صدق به شيطان توراة در قضيّهء إبليس و گول زدن او آدم بو البشر را در بهشت ، كاملًا برعكس قرآن بيان مىكند . توراة صريحاً اعتراف دارد كه خوردن از شجرهء منهيّه بر ضرر آدم نبود بلكه بر نفع او بود ، و خداوند اراده كرده بود آدم را در هالهاى از
--> ( 1 ) « الميزان فى تفسير القرآن » ج 8 ، ص 44 تا ص 58